شاید باور این مطلب دشوار باشد. اما، رجوع به روانشناس و استفاده از علم روانشناسی در کمتر از یک دهه پیش در جامعه ما رایج شده است. قبل از این زمان، افراد رجوع به روانشناس را از یکدیگر پنهان میکردند. زیرا، این امر یک تابو در جامعه محسوب میشد. با این حال، این مشکل در چند سال اخیر برطرف شده است. از طرفی، استفاده از این فضا نیز با آسیبهایی همراه است. برخی از افراد گرفتار متخصصانی میشوند که اطلاعات اندکی در زمینه روان انسان دارند و میخواهند فضای جامعه را با برگزاری دورههای انگیزشی تغییر دهند. در نتیجه، براساس نظر متخصصین مشاوره کسب و کار، گرایش به سمت مطالب زرد یا به نوعی، مطالب درست اما آمیخته با ابهام و اشتباه افزایش مییابد. با این حال، افراد سعی دارند آنها را در زندگی شخصی و اجتماعی خود پیاده کنند. خصوصاً اگر این مطالب، به رشد شخصی و یا توسعه فردی اشاره داشته باشد. مایلید بدانید توسعه فردی چیست؟
تعریف توسعه شخصی آنگونه که به نظر میرسد آسان نیست. زیرا، هر شخصی منحصر به فرد است. بنابراین پیشرفت شخصی برای هر نفر متفاوت میباشد. اما، به طور کلی توسعه شخصی به چه معناست؟ این مفهوم به معنای نگاه به درون و تمرکز بر راههایی برای بهتر کردن خود است. در واقع، همه جنبههای زندگی ما را در بر میگیرد و چیزی بزرگتر از توسعه شغلی یا خودسازی است. در نظر داشته باشیم که توسعه فردی یک فرآیند مادامالعمر میباشد. درست است که رشد اولیه زندگی و تجربیات اولیه در خانواده و مدرسه و … میتواند به شکلگیری ما در بزرگسالی کمک کند، اما رشد شخصی نباید بعداً در زندگی متوقف شود. زیرا، توسعه فردی به ما کمک میکند تا
پس، ما برای رهایی از دغدغههای معمول و ایجاد یک بستر جدید فعالیت و در نتیجه، تحقق اهداف و آرمانهایمان باید به دنبال رشد شخصی باشیم. این جوش در ما ایجاد شده باشد که به شیوهای متفاوت حرکت کنیم تا نتیجهای متفاوت بگیریم. اینکه، برخی افراد با مشکلات خلقی درگیر میشوند، یک علت آن به غفلت از توسعه فردی باز میگردد. اگر احساس میکنید تا الآن نسبت به این جنبه از زندگی خود بیتوجه بودهاید، دانستن اهمیت رشد و خودشکوفایی میتواند در شما انقلاب ایجاد کند.
هرگاه از رشد و توسعه فردی صحبت میکنیم، ذهن ما به سمت نظریه مزلو سوق داده میشود. مزلو، از یک مفهومی به نام خود شکوفایی صحبت کرد. ایده اصلی این نظریه این بود که ما برای تحقق پتانسیلها و بالفعل کردن بالقوهها باید به نیازهای ابتدایی خود پاسخ دهیم. در واقع، ارضای نیازهای اولیه، ما را به سمت رسیدن به اهداف و تحقق آرمانها جذب میکند. بنابراین، اگر ما نیازهای اولیه خود را ارضا نکرده باشیم، انگیزه خودشکوفایی و توسعه فردی در ما ایجاد نمیشود. این نیازها کدامند؟
در این هرم، سلسه مراتب نیازها شامل موارد زیر است:
مزلو معتقد است، زمانی که ما گرسنه یا تشنه هستیم یا هر نوع کمبود فیزیولوژیکی را تجربه میکنیم، نیاز به محبت و احترام برای ما پیش پا افتاده است. به نوعی اشتیاق ما به برطرف کردن آن نیاز فیزیولوژیکی است. پس، زمانی که این نیاز ارضا بشود دیگر به وسیله آن تحریک نمیشویم و نمیتواند رفتار ما را هدایت کند. در نتیجه، به سمت ارضای نیازهای بالتر مانند ایمنی، تعلق و … هدایت میشویم. البته، برای همه افراد به این شکل نیست. کسانی هم هستند که بدون توجه به نیازهای فیزیولوژیکی، میتوانند مایل باشند که نیازهای دیگر مانند احترام تعلق و غیره را ارضا کنند. این نمونهها را میتوانیم در جنگهای ارزشی مشاهده کنیم.
نیاز به ایمنی و امنیت معمولاً یکی از نیازهای حیاتی برای کودکان و بزرگسالان روان رنجور است. در واقع، کسانی که از نظر هیجانی سالم باشند، معمولاً نیاز ایمنی خود را ارضا کردند. این نیاز به وضوح در رفتار کودکان دیده میشود. زیرا، آنها به تهدید امنیتشان فوراً واکنش نشان میدهند. احساس میکنید این نیاز به ایمنی را تأمین کردهاید؟ به چند سؤال زیر پاسخ دهید. آیا تحمل هرج و مرج برایتان دشوار است؟ برای آینده پس انداز میکنید؟ خود را بیمه میکنید؟ نمیتوانید ریسک کنید و شغل تازهای انتخاب کنید؟ اگر پاسخ شما به این سؤالات مثبت است، به این معناست که شما این نیاز را در خودتان ارضا نکردهاید و با بخشی از ترسها و اضطرابهای درونی زندگی میکنید. چون این نیاز برای گرایش به سمت نیازهای بالاتر و توسعه فردی باید تا حدی ارضا شود، رجوع به یک متخصص مشاوره فردی را در اولویت قرار دهید.
زمانی که نیازهای فیزیولوژیکی و ایمنی ما به مقدار کافی ارضا شوند، ما به نیازهای محبت و تعلق پذیری توجه میکنیم. این نیازها میتوانند از طریق رابطه صمیمی با همسر، معشوق، دوست و غیره ابراز شوند.
وقتی که احساس میکنیم دوستمان دارند و تعلق پذیری در ما شکل میگیرد، دو نوع نیاز به احترام در ما برانگیخته میشود. در واقع، در این صورت ما هم نیاز داریم که خودمان برای خودمان ارزش قائل باشیم و هم اینکه دیگران ما را محترم بشمارند. ارضای نیاز عزت نفس به ما کمک میکند تا از توانمندیها، ارزش و کفایت خودمان احساس اطمینان کنیم. این عامل به ما کمک میکند تا در تمام جنبههای زندگی خود شایستهتر و ثمربخشتر عمل کنیم. در حالی که، اگر عزت نفس نداشته باشیم احساس نومیدی، حقارت و عجز میکنیم و از توانمندیهای خود مطمئن نیستیم.
بالاترین نیاز در سلسله مراتب مزلو، خود شکوفایی است که به حداکثر تحقق استعدادها و تواناییهای ما بستگی دارد. در واقع امکان دارد کسی همه نیازهای دیگر را در این هرم ارضا کرده باشد. اما، اگر خود شکوفا نباشد احساس ناخشنودی ناکامی و بیقراری خواهد داشت. فرآیند خودشکوفایی شکلهای متعددی دارد. هر کسی بدون توجه به شغل و تمایلات خود میتواند توانمندیهای خود را به حداکثر ممکن برساند. اما، باید بدانیم که خود شکوفایی به اندیشمند، ستاره یا نقاش حرفهای بودن محدود نمیشود. آن چیزی که در توسعه فردی بسیار اهمیت دارد، تحقق بخشیدن به استعدادهای خودمان در عالیترین سطح ممکن است. مزلو میگوید: یک سوپ درجه یک از یک نقاشی درجه دو خلاقتر است.
حال، برای اینکه این نیاز خود شکوفایی را در خود برآورده کنیم باید به موارد زیر توجه ویژهای داشته باشیم:
اکنون که متوجه شدهایم باید برای رسیدن به اهدافمان از فرصت زندگی استفاده کنیم، این دغدغه نیز ایجاد میشود که یادگیری کدام مهارتها برای رشد فردی در اولویت قرار دارند؟ این مهارتها بر هر فردی متفاوت است. در واقع، بستگی دارد که چه هدفی داشته باشید. در این صورت باید مهارتهای مرتبط با آن را تقویت کنید. اما، برخی از مهارتها هستند که عمومیترند و معمولاً باید در همه افراد تقویت شوند که شامل موارد زیر است:
همچون هرم نیازهای مزلو، در توسعه فردی ما با ۵ حوزه مختلف مواجه هستیم. در واقع، اهدافی که ما در رشد شخصی دنبال میکنیم، در دستهبندی زیر قرار میگیرند:
یکی از ابعاد مهم توسعه فردی حفظ تناسب ذهنی و یا به اصطلاح ورزش مغز است. این بعد را ما میتوانیم با حضور در جسات آموزشی، مطالعه کتابهای مختلف، مشاهده فیلم یا حتی داشتن یک اوقات فراغت ایدهآل به دست بیاوریم. هر چقدر ما بتوانیم آمادگی ذهنیمان را افزایش بدهیم قدرت خلاقیت، کارآمدی و خودآگاهی ما نیز افزایش مییابد. در نتیجه، این عوامل میتوانند اهمال کاری را کاهش دهند و چرخهای از اقدامات مثبت برای رسیدن به اهدافمان را فعال کنند.
بی شک یک بعد مهم توسعه فردی در تعامل با دیگران رقم میخورد. ما باید بتوانیم روابط خوب و غنی با دیگران داشته باشیم. زیرا، رشد فردی یک فرآیند انفرادی نیست. انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است. زمانی که ما ارتباطات تماعی خود را غنیتر میکنیم، قدرت حل مسئله، حل تعارض، همدلی و غیره نیز در ما افزایش مییابد. در نتیجه، رسیدن به اهداف برای ما تسهیل میشود. چه کسانی را میشناسید که بدون در نظر گرفتن ابعاد اجتماعی و تعامل با دیگران توانسته باشند اهداف خود را محقق کنند؟
شاید تاکنون به این جنبه مهم توجه نکرده باشیم. اما، فارغ از اینکه به چه دین و آیینی پایبند هستیم، باید بدانیم که معنویت میتواند یک عامل مهم در تحقق رشد شخصی ما باشد. البته معنویت با دینداری متفاوت است. اینجا منظور از معنویت تلاش ما برای درک عمیقتر جایگاه خودمان در دنیای اطراف میباشد. وقتی ما به این شناخت برسیم میتوانیم خود را بهتر بشناسیم و ارزشهای خود را کشف کنیم. در نتیجه، این عامل میتواند در تعیین هدفگذاریهای ما و راههای رسیدن به آنها تأثیر بگذارد.
زمانی که میخواهیم به بعد عاطفی توسعه فردی توجه کنیم، نباید از مفهوم هوش هیجانی غافل شویم. به بیان دیگر هوش هیجانی، به ما توانایی درک احساسات را میدهد. حتی در یک گام فراتر، برای ما روشن میکند که چگونه احساسات میتوانند بر افکار و اعمال اثر بگذارند. در واقع هوش هیجانی، برای ایجاد روابط قویتر و بهتر با دیگران یک ابزار مهم است. با این ابزار، ما میتوانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم. همچنین هدفگذاری و تصمیمات ما آگاهانه و در راستای اولویتهای ما قرار میگیرد.
همه ما اهمیت بعد فیزیکی را احساس کردهایم. زیرا، بدن ما چنانچه از سلامت کاملی برخوردار باشد، میتواند سلامت ذهن ما را نیز تأمین کند. به نوعی میان سلامت بدنی و سلامت عاطفی و روانی نوعی پیوند عمیق و فطری وجود دارد. بنابراین، در نظر گرفتن اصلاح تغذیه، سبک خواب و ورزش باید در اولویت برنامه ما قرار بگیرد. آیا تاکنون به اصلاح سبک زندگی خود فکر کردهاید؟
توسعه فردی در قدم اول بر این متمرکز است که ما بتوانیم زندگی خود را مدیریت کنیم و تواناییهای خود را توسعه دهیم. این عامل به ما کمک میکند تا بر هر چالشی که ممکن است در زندگی برای ما ایجاد شود غلبه کنیم. در نتیجه، رشد شخصی ما را به فردی فعال تبدیل میکند که میتوانیم اهداف مد نظرمان را محقق کنیم. اما، باید بدانیم زمانی که به دنبال رشد خود هستیم، هیچ تضمینی وجود ندارد که به کلیه اهداف خود برسیم. با این حال، زندگی پربارتر و با معناتری را تجربه میکنیم. بنابراین، توسعه فردی فواید زیادی دارد که در ادامه به چند مورد آن میپردازیم:
از آنجایی که پایه اساسی توسعه فردی خودآگاهی است، در این مسیر بیشتر در مورد باورها ارزشها و تواناییهای خود میآموزیم. این خیلی مهم است. چون، ما نمیتوانیم اهداف دیگران را دنبال کنیم تا احساس رضایت را تجربه کنیم. بنابراین، زمانی که اهداف و رویاهای خود را دنبال میکنیم، میتوانیم از مسیر زندگی لذت ببریم . در نتیجه، احساس رضایت از زندگی را تجربه کنیم. این احساس میان ما و پریشانی روانشناختی یک فاصله عمیق ایجاد میکند.
زمانی که ما در مورد توانمندیهای خود آگاه میشویم، تصمیم گیری برای مان آسانتر میشود. همچنین یاد میگیریم که در برابر شکستهای خودمان پاسخگو باشیم. شاید، در ابتدا به راحتی متوجه این موضوع نشویم. اما، با افزایش خودآگاهی ما درک میکنیم که حس جهتگیری ما افزایش یافته است.
وقتی که ما با هدفمندی و حس جهتگیری پیش میرویم، میتوانیم انتظار داشته باشیم که عوامل زیادی مانع تمرکز و در حقیقت باعث حواس پرتی ما شوند. اما همانطور که برای رسیدن به رشد فردی تلاش میکنیم، اولویتبندی آسانتر میشود. در واقع، ما اهداف مشخصتر و واضحتری داریم. در نتیجه، میدانیم که انجام کدام وظایف ما را به نتایج دلخواهمان میرساند و همچنین برای ما آسانتر است.
با داشتن یک چشم انداز روشن از آنچه که میخواهیم در زندگی به دست بیاوریم، اهمیت هدفمندی و اقدام را بهتر درک میکنیم. درست است که برخی کارهایی که میخواهیم انجام دهیم لذت بخش نیستند. اما، همچنان مزایای آنها را میبینیم. بنابراین، این عامل برای ما انگیزهای ایجاد میکند تا در راستای رسیدن به اهدافمان و در نتیجه تحقق توسعه فردی تلاش کنیم.
با حرکت در مسیر رشد شخصی تشخیص این موضوع که کدام روابط برای ما مفید و یا مضر است آسانتر میشود. همچنین، در این فرآیند ما مهارتهایی را به دست میآوریم که میتوانیم از روابطمان با دیگران بهترین استفاده را ببریم.
الآن با تمام انرژی میخواهیم یک برنامه توسعهی فردی را آغاز کنیم تا به مزایایی که بحث کردیم برسیم. اما، در میان انبوهی از اطلاعات قرار گرفتهایم. پس، از کجا شروع کنیم؟
مهمترین قدم برای شروع یک مسیر، تعیین هدف است. باید ببینیم در زمینههای مختلف زندگی مانند شغل، روابط، سلامت و غیره میخواهیم چه چیزی به دست بیاوریم و به کجا برسیم؟ البته بسیار مهم است که در تعیین هدف از کمال گرایی و به دنبال آن اهمال کاری و اضطراب به دور باشیم. زیرا، زمانی که کمالگرایی را در برنامه خود دخیل میکنیم، بدون توجه به توانایی و امکاناتمان انتظارات غیر واقع بینانهای از خودمان داریم. در نتیجه، اهداف ما قابل دستیابی نیستند و در چرخه اهمال کاری و اضطراب گرفتار میشویم. پس توجه کنیم که اهداف باید مشخص، قابل اندازهگیری و دست یافتنی باشند.
برای رسیدن به یک هدف مهم هیچگاه نمیتوانیم بدون برنامهریزی پیش برویم. زیرا، ممکن است در برخی مواقع به صورت مقطعی ما به هدفمان برسیم. اما، در اهداف بلند مدت معمولاً بدون برنامهریزی محقق نمیشود. همین عامل موجب دلسردی و نومیدی میشود و در نهایت اجتناب از موقعیت میشود. پس، باید هدفهایمان را به هدفهای کوچک و بزرگ تقسیم کنیم. این هدف میتواند در رابطه با موضوعات مختلف باشد.
تلاش کنید مهارتهایی که برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارید، را شناسایی کنید. همچنین، فرصتهای رسیدن به آنها را در نظر داشته باشید. این موضوع میتواند شامل شرکت در دورهها، کارگاههای آموزشی یا مطالعه کتابهای مرتبط با هدف شما باشد. اگر نمیدانید برای رسیدن به اهدافتان به چه مهارتهایی نیاز دارید از همکاران ما در مرکز مشاوره باتابان کمک بگیرید.
چه عادتهایی شما را برای رسیدن به اهدافتان کمک میکند آنها را شناسایی کنید و از همه مهمتر به بخشی از روال روزانه خود تبدیل کنید لبته ایجاد عادتها به زمان نیاز دارد پس از عجله کردن پرهیز کنید اگر تاکنون به ۹ ساعت خواب عادت کردهاید میتوانید برای رسیدن به هدف جدید به یکباره آن را به ۵ ساعت تقلیل دهید پس قدم به قدم پیش بروید.
تا اینجا دانستیم که مهارتهای توسعه فردی اکتسابی هستند. پس، باید برای رسیدن به آنها تلاش کنید. اما چگونه؟
در نهایت، باید بدانید زمانی که برای توسعه فردی اقدام میکنید، موانعی پیش روی شما قرار دارد. پس باید،
این مرحله بسیار مهم است. زیرا، موانع مسیر پیشرفت را به شما نشان میدهد. در واقع، شما باید دائماً ارزیابی کنید که تا اینجای مسیر چه راهکارهایی مفید و یا نامفید بوده است. در نتیجه، برنامه خود را مطابق با آن تنظیم کنید و به حرکت خود ادامه دهید.
به دنبال تعامل با افرادی باشید که به شما انگیزه و انرژی و عزت نفس میدهند. تا رسیدن به ثبات در برنامهتان، از افرادی که ضعفهای شما را دائماً یادآوری میکنند، دوری کنید. اما، بعد از مدتی که توانستید باورمندی لازم برای رسیدن اهدافتان را کسب کنید، تعامل با این افراد نیز بلامانع است.
با این تصور خداحافظی کنید که ما نباید شکست یا چالشی را تجربه کنیم. زیرا، هر شکست یک فرصت رشد و یادگیری است. پس از منطقه امن خود بیرون بروید. ریسک کنید و از خطر کردن نترسید. زیرا، رشد شخصی یک صفحه سفر مادام العمر است. پس به پشتکار نیاز دارد.
پس از پاسخ به این سوال که توسعه فردی چیست؟ به اهمیت آن پی بردهاید. بنابراین، ممکن است شما هم برای رسیدن به هدافتان مسیرهای مختلفی را تجربه کرده باشید. در طول مسیر، فرسودگی و ناامیدی مانع پیشرفت شما شده باشد. یا اینکه، با اشتباهاتی مواجه شدهاید و قصد ندارید دوباره آنها را تکرار کنید. همهی این موارد در کنار دغدغهی شما برای انتخاب بهترین مسیر متناسب با تواناییهایتان، اهمیت ارتباط با متخصصین مشاوره باتابان را برجستهتر میکند. ما میتوانیم حرفهایتر در خدمت شما باشیم. انتخاب با شماست.
زوج درمانگر (اختلافات با همسر)، مشاور افسردگی و دوقطبی، وسواس و کمالگرایی، اضطراب و استرس و توسعه فردی
مشاور افسردگی و دوقطبی، وسواس و کمالگرایی، اضطراب و استرس و توسعه فردی
مشاور حقوقی، توسعه فردی، تحصیلی و شغلی
زوج درمانگر (اختلافات با همسر) و مشاور اختلالات جنسی
مشاوره کودک
مشاوره نوجوان، زوج درمانگر (اختلافات با همسر)، توسعه فردی
زوج درمانگر (اختلافات با همسر)، مشاور افسردگی و دوقطبی، وسواس و کمالگرایی، اضطراب و استرس، توسعه فردی
اضطراب و استرس و توسعه فردی
مشاوره افسردگی و دوقطبی، وسواس و کمالگرایی، اضطراب و استرس و توسعه فردی
زوج درمانگر (اختلافات با همسر) و مشاور توسعه فردی
حتما در مجله روانشناسی مرکز مشاوره باتابان بخوانید:
برای عضویت در خبرنامه و دریافت جدیدترین مقالات به صورت هر دو هفته یکبار، لطفا ایمیل خود را وارد کنید